سلام من اهل شوش هستم.
پس از گذشت زمانی نزدیک به سه ، چهار سال دوباره دلم واسه وبلاگم تنگ شده بود و اومد سراغش. از اولین پست شروع به خوندن کردم تا آخرینش. باورتون نمیشه ، اصلا به یاد نداشتم که چنین مطالبی رو نوشته باشم. اصلا به یاد نداشتم که یه روزی مشکلات شهرم این شکلی بودن.
یادش بخیر . انگار همین دیروز بود.
مثل اینکه داشتم آلبوم عکس ها و خاطراتم رو ورق می زدم. پس از این همه سال، همه چیز عوض شده بود.
از مشکل میراث فرهنگی توی روستای سرخه و ایوان کرخه نوشته بودم، دیدم این روزا همین قلعه خودمون هم، که یکی از نمادهای شهرمون است ، سقفش ریخته. تخریب شده و کسی به دادش نمی رسه. یاد مشکلات گذشته بخیر، همه چیز عوض شده.
از مشکل اداره اوقاف نوشته بودم و رئیسش .
هـــــــــی.
الان دیگه میگم بابا پول هایی رو که مردم توی ضریح حرم دانیال(ع) می ریزند رو نمی خوایم. زدن از زیر همه چیز رو نابود کردن و به هم ریختن. تا چند سال دیگه شاید چند ماه یا چند روز یا ... خدا می دونه.
آآآآی مردم تا میتونید با این گنبد عکس بگیرید.
یاد مشکلات گذشته بخیر، همه چیز عوض شده.
ای داد بیداد. از وضعیت کشاورزای عزیز نوشته بودم و مشکلاتشون. دیدم توی این چند سال اینقدر خشکسالی به تورمون خورده که اگه آب و بذر و سم و کود و ... هم نباشه دیگه کسی اعتراض نمیکنه.
یاد مشکلات گذشته بخیر، همه چیز عوض شده.
بیچاره کارگرای زحمت کش کارخونه های شوش رو بگو که بعد از این همه سال هنوز هم دارن وعده و وعید می شنون. تازه مسئله ی ندادن حقوق ، پاش رو از کارگرای کارخونه ها به داخل شهر باز کرده و مثلا همین شهرداری پر درآمد خودمون ، نزدیک 5 ماهه که نه تنها کارگرها ، بلکه کارمندهاش رو هم حقوق نداده.
یاد مشکلات گذشته بخیر، همه چیز عوض شده.
اوضاع بنزین و گرونی و وام های بانکی اون موقع ها کجا و الان که دیگه قانون جدید اجرا شده کجا
(به خدا نمی خوام سیاسی حرف بزنم لطفا از جنبه طنز بنگرید!!!)
توی تمام این آلبوم عکس ها و خاطرات همه چیز عوض شده و مثل همیشه میگم یادش بخیر اون زمونا . با همه اون مشکلات چقدر خوب بود.
راستی تا حالا شده وقتی به یک آلبوم عکس نگاه می کنید ، یک دفعه یکی رو می بینید که بعد از گذشت این همه سال زود می شناسیدش. هیچ تغییری نکرده باشه و هنوز همون جور مونده باشه . نه بهار جوونش کرده و نه زمستون پیر. همه چیز عوض شده و اون عوض نشده. بعد از بیست سال انگار نه انگار . هی میگید ماشاالله ماشاالله خوب مونده.
منم توی آلبوم وبلاگم یکی رو پیدا کردم.
اگه گفتید اون کیه؟
یاد مشکلات گذشته بخیر، مثل اینکه هیچ چیز عوض نشده.
این وبلاگ قرار بود درباره مشکلات شهر حرف بزنه
اما
این روزا مشکلات این شهر این قدر زیاد شده که دیگه
اولا دل و دماغ حرف زدن نیست
ثانیا دیگه حرف زدن به درد نمی خوره و باید عمل کرد
از مساله و مشکل عظیم کارکنان زحمت کش هفت تپه (که ظاهرا دیگه کارشون تمومه
)
تا وضع نابسامان انتصاب های بعد از انتخابات
و مشکلات همیشگی شهرداری ( نظافت و زیبا سازی و آسفالت و ترمینال و تاکسی و کرایه و و و )، میراث فرهنگی (که می تونید به سایت انجمن دوستداران میراث فرهنگی برید) ، اداره های آموزش و پرورش (مشکلات معلمان و فرهنگیان که کشوریه و ساختمان پیش دانشگاهی یا آموزش پرورش چند طبقه و مشکلش با میراث فرهنگی)، مسکن و تعاون ، وضع ساخت و سازها و سیمان و آهن و...(که مشکلات و ضعف کلی دولت است) ، دانشجویان و رفت و آمدشون ، اصلا خود دانشگاه آزاد شوش که نزدیک یکساله افتتاح شده واسه ارواح میت ها (خدارحمتشون کنه آخه اونجا ما که دانشجو ندیدیم) و
اصلا آقا (یا خانم ) من دیگه خسته شدم حالا می خوام بگم
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
من هم سعی می کنم بدون سانسور اونا رو از قسمت نظرات رو صفحه اصلی بیارم
اگه هم صلاح ندونستید می تونید میل بزنید
![]()
یا مقلب القلوب و الابصار ![]()
یا مدبر اللیل و النهار ![]()
یا محول الحول و الاحوال ![]()
حول حالنا الی احسن الحال ![]()
![]()
![]()
![]()
عاشقان عیدتان مبارک عاشقان عیدتان مبارک عاشقان عیدتان مبارک عاشقان عیدتان مبارک عاشقان عیدتان مبارک ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از شهر شوش میزبان همیشگی پاس دارندگان نوروز ![]()
از عهد گذشته تا حال ، این عید را که نگین افتخار ما ![]()
بر سینه تمدن و فرهنگ و عشق ایرانی است ![]()
به تمامی فرهنگ دوستان و عاشقان آزاده شادباش می گویم ![]()
![]()
به خدا امروز نمی دونم واسه چی نشستم و دارم تو وبلاگ مطلب می نویسم.
شاید باعث آروم شدن اعصابم بشه
باز هم مثل همیشه ولی بهتر و بیشتر از قبل شما مردم عزیز شهرم برای رقم زدن سرنوشت و گرفتن حقتون توی یه انتخاب شرکت کردین.
دستتون بی بلا .
فکر کنم بیشترین آمار شرکت کننده تو انتخابات رو به نسبت افراد مجاز در کشور ، شوش داشته باشه. ۸۱ هزار از ۱۰۵ هزار . حالا خودتون درصدش رو حساب کنید.
این نشون می ده که این مردم خوب هنوز هم به فکر آبادانی شهر و دیار و خوشبختی خودشون و خانواده هاشون هستن.
اما
اما چی بگم که باز هم...
باز هم نشد
یا نذاشتن...
بازهم مثل چندین سال پیش سرنوشت یک شهر و آدماش به دست چند روستا و آدماش افتاد.
آخه مگه روستایی ها چشونه؟
نه به خدا منظور بدی نداشتم.
اگه همین روستایی های محترم کمی از قوه تفکر و تعقل برای انتخاب آیندشون استفاده می کردن که مشکل حل بود. همین روستایی های عزیزی که اگه پای درد دلشون بشینی اشکتو در میارن از بدبختی و بی امکاناتی و بی کاری جووناشون.
همین روستایی هایی که توی آمارهای بعد از انقلاب جایی ندارن.
((( این قدر روستا دارای برق شدن، این قدر روستا دارای آب آشامیدنی سالم شدن ، این قدر روستا دارای سواد شدن ، این قدر روستا دارای گاوداری و مرغ داری و... شدن ، این قدر روستا دارای جاده های آسفالت شدن ، این قدر روستا تبدیل به قطب کشاورزی ، دامداری ، گردشگری ، محیط زیست و ... شدن و هزاران این قدر روستا که روستا های ما اصلا نزدیک این قدر ها نمی تونن بشن)))
آخه هم ولایتی شمایی که این قدر از دردت به این و اون می نالی یکم خودت هم به فکر چاره اش باش . به خدا چاره اش به دعا و نذر و نیاز و نفرین کسی ربط نداره.
از تو حرکت ، از خدا برکت
آخه تا وقتی که خودتون نخواهید وضعتون خوب بشه چطور انتظار دارید بقیه به فکرتون باشن.
تازه آدم از این زورش میاد که شما 20 ساله به فکر خودتون نیستید. 20 سال یعنی اینکه اگه اون موقع مشکل شما فقط نون و آب بود الان مشکلات حداقل 20 برابر شده و هیچ کاری هم از دست شما برنمی یاد.
دوستان عزیز رک و راست بگم آقای سید جاسم ساعدی نوه حضرت سید عباس حالا اینقدر تو تهران و اوضاع مملکت نفوذ داره که رئیس جمهور هم نمی تونه بهش بگه بالا چشت ابروه.
این آقا خیلی کارها از دستش بر میاد و می تونه تو چند ماه شوش و روستاهای اطرافشو تبدیل به تهران بکنه.
ولی.....
ولی نمی خواد
خب اگه می خواست که تا حالا از شهرایی که امکاناتشون نصف ما بود عقب نمی افتادیم.
هم ولایتی امسال هم مثل سالهای قبل گذشت اما اگه می خواهید بعد از این چهارسال اوضاع و احوال خودتون و خانوادتون سر و سامون بگیره بدون توجه به جد و پدر و مادر و نژاد به اونی اعتماد کن که امتحانشو خوب پس داده.
ما هم این جا دعا می کنیم به حق همین امامزاده سید عباس خدا هر کسی رو که از سر کینه و اراده شخصی با این مردم دشمنی می کنه و حق واقعیشون رو ازشون سلب می کنه هر چه سریع تر از پا در بیاره.
انشاالله...
توی کمدم به دنبال چیزی می گشتم که چشمم به یه کتاب افتاد که بعد از دو سه سال یادم رفته بود بخونمش.
مجموعه شعر تولدی در شوش اثر عبدالرضا جلیلیان از شاعران خوب شهر شوش دانیال(ع)
اولین شعر این مجموعه رو که خوندم تا حد زیادی تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتم تو این وبلاگ بنویسم تا هم شما مردم عزیز شهرم لذت ببرید و اینکه ببینم چه احساس نسبت به این شعر دارید.
شوش
<<<شوش شهری چون جهانی پر ز تاریخ تمدنها
وجودش افتخاری از شجاعتهای مردانی پر آوازه
حرفش اولین نام از نخستین شهر ایرانی
زمینش پر ز گنجی از تمدن های یونانی و ایلامی
ز کورش تا حمورابی ، شوشیناک ، آپادانا
ندای دانیال پاک پیغمبر
دعایش با خدا بر ریزش باران
و نامش در کنار شوش جاویدان
ستونهای بلند اشکوب
و دیوار سترگ قلعه زیبای وهم آلود
ستون شیر سنگی ، لوح سنگین طلایی
دستخط مرد قانون ها حمورابی
حکایتهای شیرین ، تلخ از اعصار ایلامی
پایتختی بال گستر چون عقابی بر فراز قله تاریخ
از میان مردمی گم گشته در خاکی به اعصار و قرون مکتوب
« شوش شهری همچو پیری در سفر گم کرده دوران جوانیها»
و اینک در میان این جهان تنها
پر از درد و پر از غمها
خسته و غمگین میان این تمدنهای امروزین و پر غوغا
شوش شهری در ورای سال و ماه و روز در شبها
کهن جاوید شهری در فراموشی
و در مقیاس نقشی ، از میان نقشها گم گشته نا پیدا
سکوتی سخت و سنگین از میان جاودان نامش،
نشسته بر دهان ، لبها
شهروندانی که امروزین این شهرند و ناپیدا
و شوش این شهریار ، افتخار ، موزه دنیا
زیادتگاه و معبدگاه و زیگورات
همیشه جاودان پیدا
پر از افسانه هایی از سکندر، بابل و عاشور و ایلام و زنخدانها
شوش شهری! پس چرا اینسان پریشان رانده از هر جا
نشانی گر بیابی شوش را در نقشه ای کوچک
میان نقطه ای پیدا و ناپیدا
جهان شهری بزرگ ، افتاده بر ورق خطها
دیالافو و مورگان این دغل دزدان گنج های شوش را دانند
و تاریخ بزرگ شوش را خواندند و می خوانند
به صنعت ، شوکت و عزت ، هنر ، معماری و فرهنگ
سرآمد بوده این شهر به سرقت رفتۀ تاریخ
کرخه ، شاوور آبراه دشت خوزستان
و جنگل های حاصل خیز بیشه
این درندشت پر از تاریخ و قرون منسوب
آشور بنی پال و آنتاش گال
خدایان شاه این خطه
میراث شوش را دیدند و می دانند
چه بوده این زمین زر فشان عصر دیرینه
چه بی مهری ز ما و شاید از آنها
که اینسان بر قلم باید بگوییم سوگنامه شوش را اینجا
سلام ما به سیب سرخ این دفتر
که شوش جاودان را می کند جاوید بر اوراق دفترها >>>
و دیگر هیچ...
واقعا از غیبت تقریبا طولانیم از شما معذرت می خوام.
اومدم تا از یه مشکل قدیمی و به قول بعضی ها کهنه تو شهر بگم
حتما همگی شما از اعتصاب چند وقت پیش کارگرها و کارمند های محترم شرکت نیشکر هفت تپه در جلوی فرمانداری خبر دارید.
ما کاری به جزئیات این اتفاق نداریم که کی بود و چی شد و کی رو گرفتن و کی رو نگرفتن.
فقط می خواستم بگم که :
كارگرهاي محترم هفت تپه نزديك به چهار پنج ماه حقوقي نگرفتن (فقط حقوق حالا اضافه كاري فداي سرت) اين مي دونيد يعني چي؟
يعني حدود چند صد نفر كارگر و هر كدوم بگيم يه خانواده حداقل ۴نفري (واقعا پايين حساب كردم) که فشار روی خانواده ها رو برای تامین مخارج روزمره می شه تصور کرد.
مشکل کار کجاست؟
می گن چون به بخش خصوصی واگذار شده این طور شده.
آخه مگه فقط کارخانه ما رو به بخش خصوصی دادن . مگه نه اینکه کارخونه های دیگه هم زیر نظر بخش خصوصی اداره می شه و وضعشون بهتر شده.
درسته شاید بشه گفت مدیریت بخش خصوصی فعلی مشکل عمده است.
چرا در زمان سپردن مدیریت این مکان با ۳۰۰،۲۰۰ نفر کارگر کسی کنترل نمی کرد.
فکر نمی کنم بیش از شانزده سال پیش چنین کاری صورت گرفته باشه و قطعا نماینده شهر می توانست نقش بسیار اساسی در انتخاب مدیریت این مجموعه عظیم داشته باشه و چرا نداشت ؟ نمی دانم.
جالب ترین جای قضیه اینه که وقتی این کارگران تلاشگر و زحمت کش علیرغم میل باطنی خود دست به اعتصاب زده و خواستار حق قانونی چند ماه پیش خود شدند و البته مسئولین راهی جز قبول این امر نداشتند ، پلاكارد هايي در سطح شهر پراكنده شده بود (مخصوصا روز عید فطر) که از طرف مردم ، جمعي از جوانان شهرستان ، كارگران شركت نيشكر هفت تپه و ... از زحمات و پيگيريهاي جناب آقاي ... نماينده محترم شهرستان در مجلس شوراي اسلامي در پرداخت حقوق معوقه كارگران تشكر شده بود.
البته تا يادم نرفته بگم كه هر آدمي با ديدن اين پلاكارد متوجه اين مي شد كه رنگ پارچه ، رنگ و دست خط متن نوشته شده روي پلاكارد و رنگ و نوع خط قسمت (از طرف ...) دقیقا در همه پلاکاردها شبیه به هم بود و این چیزی نیست جز...
حالا ما اینجا اول از کارگران محترم این شرکت به خاطر تلاشها و زحمات چندین و چند ساله شان تشکر می کنیم و امیدواریم که دیگر مجبور نباشند برای گرفتن حق خود ، زحمتی دو چندان بکشند.
و دوما از جوانان و ديگر قشرهاي مردم مي خواهيم كه به هنگام نوشتن پلاكارد به تابلونويسي هاي مختلف مراجعه كنند.
نمي دانم ديگه حرفي براي گفتن مونده يا نه ولي اگر هست حتما شما يادآوري كنيد و در قسمت نظرات اعلام نماييد...
مطلبی رو در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۸۶ در همین وبلاگ عنوان کرده بودم ، که از طریق همین وبلاگ ابتدا با عرض پوزش از درج آن ، به اصلاح آن مي پردازم.
در تاريخ ياد شده عرض شد كه رئيس اداره اوقاف و امور خيريه شهرستان ما پس گذشت قريب به يك دهه از طرف اداره كل اوقاف و امور خيريه استان تعويض پست شد (ظاهرا معاونت اداره استان) و پس از انجام تلاش هاي بي دريغ در شهر از ديار و شهر ما بدرود گفتند.
اما...
خداييش نمي دونستم تو انتخاب مسئولان شهري غير از مسئولين استاني بعضي مسئولين ديگر كه تقريبا بي ارتباط با قضيه هستند نيز سهيم مي باشند.
ظاهرا پس از اينكه خبر اين حكم ياد شده به گوش (فلاني و فلاني ) رسيد ، (همون فلاني و فلاني) از تمام كار و زندگي خود زدند تا آقا رو دوباره برگردونن و پس از گذشت نزديك به بيست روز اين آقاي رئيس سابق با حفظ سمت استاني دوباره برگشتند سر همون جايي كه ده سال پيش بودند و انگار حالا حالاها قصد ندارن دست از سر ما مردم ساكت و بي درد سر بردارن.
خب حتما به قول همون فلاني ها يه حكمتي تو كاره...
نظر شما چيه؟
همانطور که همه شما همشهریان عزیز می دانید شهر عزیزمان در زمینه کشاورزی از مطرح ترین شهر های کشور می باشد که به تنهایی نقش بسزایی در به خود کفایی رسیدن گندم کشور داشته و بخش زیادی از ذرت مورد نیاز کشور را نیز تامین می کند.
و قطعا در این راه مهم کشاورزان زحمتکش شهرمان بیشترین نقش را ایفا نموده اند که واقعا باید به آنها خسته نباشید گفت.
از دیگر افتخارات شهرمان طی چندین دهه گذشته ،عهده دار بودن ریاست کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران ، توسط نماينده شهرمان در مجلس ، به مدت دو دوره چهار ساله مي باشد.
و واقعا با اين همه افتخارات بعيد است كه كشاورزان ما لب به شكايت باز كنند و يا حتي مشكلي داشته باشند.
مشكلاتي از قبيل بي كيفيتي نوع بذر كه گاهي آنها را مجبور مي كند تا دو سه بار از بازار آزاد بذر تهيه كنند و يا تاخير در پرداخت دستمزد دسترنج آنها.
ولي مشكلي كه ما مي خواهيم از آن سخن بگوييم را شايد خود كشاورزان عزيز هم ندانند.
شما كشاورز مهربان و زحمتكش
از سمت انديمشك تا سمت اهواز (حداقل تا نزديكي هاي هفت تپه)
حتما تا حالا اتفاق افتاده كه هنگام آب قبل از كشت
كه هزينه اي در قبال آن نبايد دريافت شود،
آب را از روي زمين شما بسته باشند و گفته باشند كه بايد قرارداد آب را تنظيم كنيد.
حتما كشاورز عزيز شهر شوش ، شما را مجبور به التماس براي وصل آب به اندازه ۵/۰ تا ۱ هکتار كرده اند.
حالا مهم اينجاست كه آيا مي دانيد اين آقايوني كه براي قطع و وصل آب شما را مجبور به التماس مي كنند و پس از مرحله كشت و بستن قرار داد آب ، شما مبلغي را به حساب آنها واريز مي كنيد( تا نعمت خدا را بر روي زمين خود ببينيد) از كجا مي آيند .
آيا فكر مي كنيد از اداره جهاد كشاورزي شوش مي آيند؟
نه!
مسئولين مربوطه ، مربوط به اداره امور آب شهرستان دزفول هستند.
حال شما قضاوت كنيد؟
من كمتر با كشاورزان در ارتباط هستم و قطعا كمتر از مشكلات آنها در اطلاع مي باشم.
پس از شما دوستان عزيز كه ارتباط بيشتري با اين عزيزان داريد مي خواهم كه ما مردم را بيشتر با مشكلات اين عزيزان آشنا كنيد.
منتظر نظرات شما هستيم...
اين اتفاقي كه مي خواهم براي شما بگويم از اونجايي شروع شد كه عصر روز چهار شنبه يكي از رؤساي شهرمان كه نزديك به يك دهه در سمت خود باقي بود با مشاهده نامه اي از سوي مديركل استان به يك باره رنگ از رخساره باخت به طوري كه نزديك شدن به او كار هر كسي نبود.
تا صبح روز بعد كسي از ماجرا خبر نداشت تا اينكه با مشاهده معاون خود نامه را به دست او داد و ...
بله ، حكم عزل مسئول قبل و انتصاب معاون اين اداره به سمت رييس جديد ، اين رئيس ما را واقعا ناراحت كرده بود.
عصر جمعه پس از مراسم دعاي سمات و نماز مغرب و عشا اين مطلب به مردم اعلام شد كه رئيس اداره اوقاف و امور خيريه شهرستان شوش دانيال (ع) ديگر اين سمت را ندارد.
به همين مناسبت بيانيه و مطلبي از سوي اين مسئول عزل شده به مردم اعلام شد:
« با سلام خدمت مردم عزيز شوش و ...(كه ما از اين ... مي گذريم) اينجانب (آقاي فلاني ) اعلام مي دارم كه در طول عهده دار بودن اين مسئوليت از ورود هرگونه جهت گيري هاي سياسي در اين اداره جلوگيري نموده و تابع دستورات روحانيت محترم بوده ام. والسلام»
خب حالا خودتان قضاوت كنيد...
يكي از مسئولان ما با قريب ده سال عهده دار بودن مسئوليت در اين شهر بيشترين تمركز خود را معطوف به دو مورد ذكر شده نموده و شايد هدفش را در طول اين مدت غير از اين دو مورد چيزي ندانسته است.
مسئول اداره اوقاف و امور خيريه با كنترل كامل اماكن متبركه شهر و آستانه دانيال نبي(ع) ، (تنها پيامبر مورد تاييد در ايران ) تنها متمركز به دو هدف بوده و مسئوليت خطير خود را در مديريت اين اماكن و گسترش ، آباداني ، تلاش در معرفي بيشتر به ديگر نقاط ايران وجهان و همكاري با ديگر ادارات و نهاد هاي شهر در رسيدن به موضوعات ذكر شده و ذكر نشده اي كه من از آن بي اطلاع مي باشم ، از ياد برده است .
اميدوارم مسئول جديد اين اداره در كار خود اهداف وسيع تري را مد نظر داشته باشد.
اين مسئول يك نمونه از مسئولين با سابقه در شهر ما است و حال اين سوال پيش مي آيد كه آيا ديگر مسئولين ما نيز اين چنين سطحي نگر و بدون داشتن افقي وسيع به كار خود مشغولند؟
اگر شما خبر داريد مي توانيد از طريق اين وبلاگ به ما و ديگر مردم شوش اطلاع دهيد.
منتظر نظرات شما هستيم ...
از ابتدای شروع به کار این وبلاگ گفتیم که هدف پرداختن به مشکلات شهر است
و مشکلات شهر را مردم و شهروندان بیشتر از مسئولین لمس می کنند
و البته یک نفر هم نمی تواند و نمی داند مشکلاتی را که دیگران دارند چیست و راه حل آنها چگونه است
پس دوستان لطفا این بار شما از مشکلات بگویید تا ما هم با انعکاس آن در این وبلاگ راه حل مناسبی با کمک دیگر همشهریان و شاید هم مسئولین برای آنها بیابیم.
پس شما بگویید...
یه منبع آگاه اعلام كرد كه سال گذشته بانك ملي شوش پس از تمام انجام عمليات هاي بانكي مبلغ 4 ميليارد تومان سود اضافي به بانك مركزي داده است
ولي
حاضر نيست يه وام بده به مردم يا يكم جاش را بزرگتر كنه .
تازه یکی از دوستام ( البته راجع به یه بانک دیگه ) می گفت که پس از موافقت با وامش ( ۲ میلیون تومان ) به دلیل اینکه با ضامنش مشکل داشتن مدارکش رو پاره کردن و پس از کلی گفتگو گفتن که وام نداریم .
وقتی هم که به شعبه مرکزی اهواز برای اعتراض مراجعه کرده پس از بگو مگو های طولانی گفتن که اصلا می دونید چیه اولا حق با بانکه و ثانیا شما می خوایید از خودمون پیش خودمون شکایت کنید ؟؟؟.....
بیچاره این قانونی که فقط داره خاک می خوره .
دوستان عزیز درسته که بانک ها مشکلات زیادی رو از دوش خیلی ها برداشتن ولی تو این دوره زمونه اگه می خوای به حقت برسی یا باید از بند ( پ) استفاده کنی و یا از بند ( ر ) استفاده کنی اونم به شرطی که کسی متوجه نشه ( وگرنه باید همه رو تامین کنی ) و یا باید از بند ( س ) استفاده کنی اونم تازه از نوع مسلحانه ...!!!!!!!
حالا دوستان عزیز نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟
حتما همه همشهری های عزیز می دونن که یه چند سالیه که اون تهتهای شهر دارن یه سالن نمایش می سازن که حتما منظورشون یه مرکز فرهنگی و هنریه...
منی که کم اینور و اونور می رم چند روز پیش از کنار این مرکز فرهنگی و هنری داشتم رد می شدم که...
با خودم گفتم نکنه اینجا همش می خوان فیلم (اسپایدر من ) پخش کنن؟؟؟!!!
بابا ملت این مرکز فرهنگی و هنری دقیقا شکل یه عنکبوته!!!!!!!!!!!!
باور ندارین برین نیگاه کنین
حالا دیگه حتما خودتون می دونید که عنکبوت نماد چیه؟؟؟؟؟
متاسفانه ما مردم شوش وقتی از چیزی مطلع می شیم که کار از کار گذشته . مثل همین پل مبارک و میمون ابتدای شهر ....
به نظر شما باید چیکار کرد؟؟؟
مثل اينكه همه بايد دره ايميلها و ايدي ها و وبلاگا و سايت هاي خودمونو تخته كنيم
اينگار همه فهميدن ما داريم درباره مشكلات حرف مي زنيم
ولي بابا اين ديگه رسمش نيست
ما گفتيم بياييد نظر بدين و مشكلات رو مطرح كنيد نه اينكه به ما لطف كنيد كاري كنيد تا ما مشكلات رو لمس كنيم
حتي از پشت ميز كامپيوتر
پول اينترنت شهر ما هم بالا رفت
شايد مسئولين مي خوان با مشكلات شهر ما رو از پا دربيارن
نه بابا
ما از اون بيدها نيستيم كه با اين بادها بلرزيم
پس بتاز تا بتازيم
بازديد كننده عزيز
هر چه دل تنگت مي خواهد از اين جور مشكلات بگو
سلام
خب نوبتي هم باشه نوبت يه نهاد مهم تو شهرمونه.
اداره اوقاف و امور خيريه
ديروز مراسم غبار روبي ضريح مطهر حضرت دانيال نبي(ع) بود.
مي دونيد كه چيه؟
طي مراسمي با حضور برخي از مسئولين شهر از جمله امام جمعه محترم ، برخي از رؤساي ادارات و دعوت شدگاني مثل حوزه علميه خواهران ، اعضاي كتابخانه دانيال نبي(ع) و ديگراني كه ما نمي شناسيم ابتدا با قرائت قرآن و ذكر صلوات شروع به باز كردن پلمپ درب ضريح مطهر مي نمايند و شروع به ............
خب ديگه حتما مي دونيد شروع به جمع كردن پولها و گذاشتن اونها توي كيسه هاي مخصوص مي كنند . بعد هم با گلاب و عطر ناب پس از گرد گيري درون و بيرون ضريح شروع به شماردن پولهاي جمع آوري شده مي نمايند.
خب ماجرا تازه از همين جا شروع مي شود .
فكر ميكنم حول و حوش بيست ميليون تومان پس از هر بار غبار روبي كه طي دستورات جديد از بالا بالاها بايد هر ماه يكبار انجام شود جمع آوري مي شود.(شايد به خاطر اينكه اگه دير به دير باشه ظرفيت بعضي ها كم باشه و از ذوق بتركن)
حالا اين پولها كجا ميرن؟
ظاهراً همه اين پولها اول به حساب سازمان كشوري ريخته مي شه و بعد هم اونا تصميم ميگيرن كه چه قدر بايد به اينجا تعلق بگيره.
سوال اينجاست كه اگه همه مكان هاي متبركه كشور اين برنامه ها رو دارن پس چرا بعضي فقير و بعضي غني هستند.( از لحاظ ظاهر و ميزان كار و فعاليتي كه در اون اماكن انجام مي گيره)
نمي دونم مثال بزنم يا اينكه خودتون مي دونيد (كه اگر اهل سفر باشيد حتما در راه با اينگونه اماكن آشنا شده ايد و حالا وقتشه كه يِكَم دربارش فكر كنيد)
خب با شهرهاي اطراف شروع كنيم :
دزفول
آستانه متبركه محمد بن موسي كاظم (ع) معروف به سبزقبا برادر امام هشتم ما امام رضا (ع) مورد توجه مردم اين شهرستان(كه قراره استان بشه) مي باشد و پذيراي زائران زيادي است.( اما خداييش فكر نمي كنم به اندازه پيامبر عظيم الشاني كه در شهر ما ميهمان است و مايه بركت اين شهر است باشد)
خب حالا يك سري به آنجا بزنيد و خودتون ببينيد كه با يه برنامه ريزي دقيق چند ساله پاركينگ ، مغازه و طرح گسترش فضاي دروني را با سرعتي نسبتا بالا به پيش مي برند.
اين نكته رو هم بگم كه رئيس اداره اوقاف و امور خيريه شهرمون كه فكر مي كنم حدود هفت هشت سالي هست كه اين سمت رو داره ، ( ميدونيد كه رئيس رؤسا معمولا دوره هاي دو ساله دارن ) قبلا به طور همزمان با شهر ما رئيس اداره شهر دزفول هم بوده . و البته زماني كه راجع به اين موضوع صحبت مي شد كه چرا دزفول اينطوره و ما اينطور از كوره در مي رفت و مي گفت مشكلاتي اونجا هست كه ما اطلاع داريم و شما نمي دونيد. (مثلا مي گفت كه بانك مي خواهد به خاطر بدهكاري اداره اوقاف زمين هاي اونجا را صاحب بشود.)
عجبا
آخه توي يه كشور اسلامي كه اينقدر براي ائمه احترام قائلند مگه مي شه.خب بالاخره يه جوري حل مي شه مثل همين كه تو دزفول مي بينيم و ظاهرا حل شده و دارن به خوبي و خوشي پيش ميرن ( البته با همت مردم و مسئولين)
حالا مشكل كجاست. اينجا يه ماكت قشنگ با هزينه اي نزديك به پنج شش ميليون ساختن كه مي گن طرح توسعه حرم است ولي كدام توسعه ما كه چيزي نديديم .
خب حالا مردم عزيز شما بگوئيد مشكل كجاست و چه جوري بايد حل بشه ؟
لطفا بدون نظر از اين وبلاگ خارج نشويد....
سلام
خيلي ها فكر مي كنند كه ما اين وبلاگ رو طراحي كرديم كه تا به مسايل ساده اي مثل نظافت سطح شهر يا فقط فضاي سبز بحث كنيم ولي اي دوستان مشكلات ما خيلي بيشتر از اين حرفاست.
من دوست داشتم خودتون شروع كنيد ولي حالا كه اين طور شد باشه...
اي مردم شوش دانيال(ع) آيا ميدانيد كه :
- چند سال پيش كه من هم هنوز از اون اطلاع دقيقي ندارم (بالاي پنج سال) وزارت جهاد كشاورزي (ايران يا خوزستان) حدود چهل هكتار از زمين هاي منطقه اي در نزديكي روستاي چنانه كه
منطقه ي ايوان كرخه
شهر باستاني دوران ساساني شوش
در آنجا واقع است بدون اطلاع ( شايد هم با اطلاع) سازمان ميراث فرهنگي به دانشگاه آزاد اسلامي واحد دزفول جهت انجام كارهاي تحقيقاتي كشاورزي واگذار کرده است و دانشجويان عزيز هر چند وقت يكبار در آنجا تحقيقات كشاورزي انجام مي دهند البته با شخم زدن و كندن زمين. در آن منطقه يك چاه ( فكر كنم با عمق ده يا بيست متر ) به صورت غير قانوني و بدون هماهنگي با ميراث فرهنگي حفر و مورد بهره برداري قرار گرفته است و ميراث فرهنگي عزيز حتي اطلاعي از آن نداشته. ما نمي گوييم كه آثار به يغما برده مي شوند يا به دست سودجويان مي رسد
بابا حداقل تخريب نشوند
و به طريقه صحيح زمين را حفر كنند. تسطيح هايي كه به تاز گي انجام مي شود حتي داد دانشجويان كشاورزي را هم در آورده است(البته اونايي كه سهمي از آثار دريافت نكرده بودند).
آيا ميراث فرهنگي هنوز هم برنامه اي براي رفع اين مشكلات دارد يا هنوز هم مي گويد
دير يا زود دارد
اما سوخت و سوز ندارد!!!
پس
وظيفه ي ما مردم در قبال
اينگونه كم لطفي مسئولين چيست؟؟؟
شما بگوييد...
ما انتخاب می کنیم شما بحث کنید
شما انتخاب کنید ما بحث می کنیم
چه مشکلاتی را در شهر شوش دانیال(ع) می بینید و می دانید
مشکلاتی از طرف :
فرمانداری ، شهرداری ، شورای شهر ،ادارات مختلف ، مردم ...
وضع خیابانها ، فضای سبز، تاکسی ها ، مغازه ها ، نانوایی ها، جایگاه های سوخت ، راهنمایی و رانندگی ، دانشگاه، مدارس ، گرانی بی خود ، نشریات و هرچیز دیگری که به ذهن شما می رسد می تواند موضوعات مورد بحث ما باشد.
مطرح کردن این مشکلات نه تنها می تواند به گوش مسئولان برسد بلکه آگاهی شما همشهریان از این قبیل مسائل می تواند باعث جلوگیری از برخی مسائل و ادامه آن ها شود .
باتشکر...
یا علی ...
نزدیک عیده. اول پیشاپیش سال نو و این نوروز باستانی رو به همه شما عزیزان تبریک عرض می کنم بعد...
یه مشکل !
همه ما می دونیم که در ایام نوروز مسافرهای زیادی از دیگر شهرهای کشورمون ( در قالب ایرانگردی و راهیان نور ) و یا کشور های دیگر به شهر عزیزمو ن سفر میکنند . حالا برنامه ریزی شده یا مثل سال های قبل...
از هر مقام مسئولی که بپرسید میگه که اینقدر خرج این شده و اینقدر خرج اون ولی خرجی که به چشم نیاد به چه درد می خوره . نمی گم که ما عقلمون تو چشممونه ولی شاید خیلی از این مسافرهای عزیز اینطوری باشند. در واقع این ها نوعی انتظارات میهما ن از ميزبان است.
انتظاراتی مثل :
۱- فضای سبز سطح شهر
۲- نظافت معابر و خیابانها
۳- مشکلات اسکان برخی از مسافرین محترم ( البته با تشکر از آموزش و پرورش یا هر مقام مسئول دیگه ای که برنامه ریزی اسکان در مدارس رو بر عهده داره )
۴- مشكلات اجتماعي و اخلاقي اي كه بايد توجه مسئولين ذيربط را در جهت رفع آنها به خود جلب كند
۵- برنامه ريزي اداره اوقاف و امور خيريه شهر براي هدايت مناسب ميهمانان در زيارت بارگاه ملكوتي دانيال نبي (ع) و توجه به مقدس بودن اين مكان شريف
۶- مشکلات اداره میراث فرهنگی که میزبان جمعیت بیشتری است از قبیل :
- نظافت محیط های قلعه ، تپه هاي باستاني و كاخ آپادانا
- حفاظت از آثار كه بعضا خود مسافراني كه به آثار لطمه مي زنند معترض عدم مراقبت مسئولين هستند
- رفع ديگر مشكلات مسافرين در جهت رفاه حال آنها
( البته اين نكته نبايد فراموش شود كه اين مسافرين فقط از شهر ما ديدن نمي كنند و در مقايسه با ديگر شهرهاي كوچك و بزرگ انتظارات بيشتري رااز مسئولين شهر ما طلب دارند. پس بايد حداقل در رقابت با شهرهاي ديگر مهمان نوازي خود را نشان دهيم )
و شايد خيلي ديگر از مشكلاتي كه شايد به ذهن من نمي رسد و خود شما بهتر مي دانيد...
پس بشتابيد كه عيد آمد
نگوييد ديره كه { جلوي ضرر رو هر وقت بگيري فايده است }
گفتیم که می خواهیم راجع به مشکلات شهر همفکری کنیم.
ولی
این همفکری احتیاج به نظرات شما مردم محترم و عزیز شهرمون داره
پس
بیایید و با نظرات ارزشمند خودتون ما و مسئولین رو در حل سریع مشکلات کمک کنید.
راستی
یادتون باشه این وبلاگ رو به بقیه دوستانتون هم معرفی کنید تا شاید اگر مشکلاتی دیگر هم هست که مطلع نیستیم مطرح و مورد بحث قرار بگیره.
باتشکر...
